من و دنیای رنگینم

چه خواهد رفت ایا بر من و دنیای رنگینم؟!

من و دنیای رنگینم

چه خواهد رفت ایا بر من و دنیای رنگینم؟!

مصرع ها، بیت ها و شعر هایی  و دیالوگ و همه چیزایی که  دوسشون دارم  رو اینجا مینویسم :)

 

 

نظرات  (۴۴)

ابوسعید ابولخیر:

 

گفتی که به دل شکستگان نزدیکم        ما نیز دلی شکسته داریم ای دوست

فروغی:

ز بس خو با خیال او گرفتیم                            وصال و هجر یکسان است مارا

 

جانا حدیث شوقت در داستان نگنجد  .....

دی می شد و گفتم صنما عهد به جا ار           گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست 

 

آن چه در غیبتت ای دوست به من می‌گذرد

نتوانم که حکایت کنم الا به حضور

نا آمدگان اگر بدانند که ما

از دَهْر چه می‌کشیم، نایند دگر

 

دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده !

گوشه ی چشم تو از ملک جهان ما را بس!!

 

 تو اگر جسمت بهاران است ؟

اما جان تو پاییز

عازم مسجد سلیمانی ولیکن می رسی تبریز

عاشقی تو

عاشقی تو

میترسم از این کشور خوسیده ی خوشبخت 

بیدار بِشُم این طرف مرز نباشی :(

پاسخ:
میترسُم از اون لحظه که دیوونه نباشی !

گفتم به هیچ کس دل خود را نمی دهم 

 

اما دلم برای همان هیچ کس گرفت 

 

ما عاشقیم و خوشتر از این کار،کار نیست

یعنی به کارهای دگر اعتبار نیست

دانی بهشت چیست که داریم انتظار؟

جز ماهتاب و باده و آغوش یار نیست

فصل بهار،فصل جنون است و این سه ماه

هر کس که مست نیست یقین هوشیار نیست

سنجیده ایم ما،به جز از موی و روی یار

حاصل ز رفت و آمد لیل و نهار نیست

خندید صبح بر من و بر انتظار من

زین بیشتر ز خوی توام انتظار نیست

دیشب لبش چو غنچه تبسم به من نمود

اما چه سود زانکه به یک گل بهار نیست

فرهاد یاد باد که چون داستان او

شیرین حکایتی ز کسی یادگار نیست

ناصح مکن حدیث که صبر اختیار کن

ما را به عشق یار ز خویش اختیار نیست

کاد تو بوسه بر مه و بار تو مشک ناب

ای زلف یار خوشتر از این کار و بار نیست

برخیز دلبرا که در آغوش هم شویم

کان یار یار نیست که اندر کنار نیست

امید شیخ بسته به تصبیح و خرقه است

گویا به عفو و لطف تو امیدوار نیست

بر ما گذشت نیک و بد،اما تو روزگار

فکری به حال خویش کن این روزگار نیست

بگذر ز صید و این دو سه مه با عماد باش

صیاد من بهار که فصل شکار نیست

نزار که از سکوت تو پر پر بشن ترانه ها 

 

 

 

چیزی بگو اما نگو از مرگ یاد و خاطره

کابوس رفتنت بگو از لحظه های من بره 

به حشرم وعده ی دیدار اگر دادی نمیرنجم

وصال چون تویی را صبر این مقدار می باید

ای خوش ان خسته که از دوست جوابی دارد

تو را نادیدن ما غم نباشد 

که در خیلت به از ما کم نباشد

 

http://dl.parvamusic.ir/Music/1398/3/24/1/18/07%20Pallett%20-%20From%20Eastern%20Lands.mp3

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

 

دولت صحبت آن مونس جان مارا بس

من نیز چشم از خواب خوش

بر می نکردم پیش از این

روز فرق دوستان

شب خوش بگفتم خواب را

نتوانم از خجالت که بَرِ تو آورم جان
که شنیدم التفاتی نکنی به مختصرها...

اوحدی مراغه‌ای 

ما بی تو خسته ایم !

تو بی ما چگونه ای؟

تو نیستی و ز خجلت دو لب بپوشانم

 

که ان لبی که نبوسد تو را، نهان بهتر

 

 

از کانال 

eyyman@

خدایا 

فقط لطفا صبرم بده

ز اندازه بیرون تشنه ام

 

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است  آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان گردنیم
اگرخنجر دوستان گرده ایم
گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
 

چشم چپ خویشتن برارم

تا چشم نبیندت به جز راست

ای جان حدیث ما بر دلدار باز گو

لیکن چنان نگو که صبا را خبر شود

 

خواهم این بار انچنان رفتن

که نداند کسی کجایم من

من نمیدونم  برای فرار از درس هی میخوام تلگرام چک کنم!

یا برای ترس از ایده آل نخوندن!

هرچی که هست، امتحان ساختمان داده دارم!!

بی عشق و بی عاطفه و هیچ وعده ای ●♪♫
ماندم چگونه سمتِ خودت میکشانی ام! ●♪♫

دل چو خون گردید، بی‌حاصل بود تدبیرها

کاش پیش از خون شدن دل از تو برمی‌داشتم

تو در دست های که اسراف میشوی؟

 

اکنون که

من 

به ذره ذره ی تو محتاجم

 

نجات ایشلر

eyyman@

خواهم شدن به میکده حیران و داد خواه

 

کز دست غم خلاص من انجا مگر شود!!!!

خدایا

 

لطفا به من صبر و توان بده

 

ممنون، بنده ی حقیر ناتوانت

گرم بیایی و پرسی چه بردی اندر خاک

زخاک نعره برآرم که آرزوی تو را

 

لطفا صرفا فقط یه لحظه نگاهم کن و بهم اطمینان بده که حواست هست به همه چیز!!

لطفا خدایا

جانشین تو در این سینه خداوند نشد.....

به شدت، به شدت، به شدت 

احساس بی مصرف بودن میکنم.

و دارم بالا میارم.

 

جلسه‌ی .. .. .. 

بعد از این دیگر نیاید، بی وفا حتی به خوابم

من، همه‌ی این روز ها، خطاب به خودم:

تو رو خدا گریه نکن

 

من، همه‌ی این روز ها، خطاب به خودم:

تو رو خدا گریه نکن

 

شرمندتم که ستاره داشتمو

دنبال اون میگشتمو

 

من این روزا یهو، یه غمی میاد روی دلم که صادقانه بگم، بعضا شک میکنم که چرا دق نمیکنم:")

حاصل خیره در ایینه شدن ها ایا

دو برابر شدن غصه ی تنهایی نیست؟

 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی